تبلیغات
- - همه برای شهر(شهرسازی پیام نور گرگان) - شكل ، تركیب و بافت توضیح کامل در مورد بافت به همراه عکس
 
درباره وبلاگ


دانشجوی شهرسازی پیام نور گرگان

مدیر وبلاگ : HOSSEIN
صفحات جانبی
جستجو

آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
مشخصات شما
*
همه برای شهر(شهرسازی پیام نور گرگان)
www.All4city.ir




شكل ، تركیب و بافت

 

شكل

در هنرهای تجسمی به كارگیری واژه ی شكل برای بیان حالت و ویژگی های تصویری بسیار متنوع است. به طور كلی، شكل هم به سطح دو بعدی و هم به حجم و هم به نمایش تصویری شكل ها و حجم ها گفته می شود. شكل ها هم به طور طبیعی در پیرامون ما وجود دارند مانند سنگ، صخره ، ابر، درخت و حیوانات، و هم با استفاده از ابزار ساخته می شوند مثل مجسمه ای كه از سنگ یا فلز ساخته می شود. همچنین به تصویر آن مجسمه نیز شكل می گویند.

 

انواع شكل

از نظر قافیه یا حالت، شكل ها یا هندسی و ساده هستند مثل دایره ، مثلث و مربع و یا تلفیقی از این شكل های ساده هستند. مثل شكل سنگ ها و درختان. در یك اثر تجسمی موضوعات ، معانی و احساسات مورد نظر هنرمند از طریق شكل ها و تركیب آن ها بر بیننده تأثیر می گذارد. به این معنا خطوط، بافت ها ، تیرگی، روشنی و رنگ ها نیز در قالب شكل تأثیرات خود را بر مخاطبان آثار هنری می گذارند.

 

تغییر و ابداع شكل

در هنر تجسمی با تغییراتی كه در یك شكل ساده می توان به وجود آورد، شكل های جدیدی ساخته می شود. هر یك از این شكل های جدید به نحوی می تواند بر ذهن مخاطب تأثیر بگذارد. در این جا چند روش برای ابداع شكل های جدید از شكل های ساده ارائه می گردد.

الف) از طریق برداشتن یا حذف كردن قسمت یا قسمت هایی از یك شكل ساده ی هندسی می توان شكل های جدیدی را به دست آورد.
ب) با تركیب و كنار هم قرار دادن و تكرار دو یا چند شكل ساده می توان به شكل های متنوع و جدیدی دست یافت.
ج) از طریق برش دادن و یا اصطلاحاً شكستن اشكال و تركیب مجدد آن ها به صورت دیگر می توان شكل های تازه تری با حالت بصری متنوع به وجود آورد.

 

تركیب

ایجاد یك تركیب موفق هم در جلب توجه مخاطب و بیننده مؤثر است و هم در رساندن پیام بصری مورد نظر هنرمند به مخاطب . در واقع تركیب عاملی است كه با سامان بخشیدن مؤثر به چگونگی چیدمان و نظم عناصر بصری در یك فضا و كادر مشخص بر اساس ذهنیت هنرمند و روابط تجسمی ، سبب می شود تا مخاطبان اثر بتوانند به طرز مؤثری با آن ارتباط برقرار كنند. در یك تركیب موفق اجرا از كل قابل تفكیك نیستند. زیرا یك اثر وحدت یافته معنایی فراتر و كلی تر از اجزای خود دارد.

 

زمینه و كادر

در یك تركیب وجود زمینه برای ایجاد ارتباط بصری میان عناصر و معنی دار شدن شكل ها الزامی است. وحدت بخشیدن به عناصر بصری بدون وجود زمینه كه به صورت كادر یا فضای كلی اثر نیز می تواند تصور شود، امكان پذیر نیست.

بدون وجود زمینه شكلی وجود نخواهد داشت و فضای مثبت و منفی پیدا نخواهد كرد. بنابراین با وجود زمینه وجود كادر نیز الزامی ست. تركیب و سامان بخشی به عناصر بصری در ارتباط با شكل كادر انجام می شود.
علاوه بر كادر كه ساختار اصلی در ارتباط با آن شكل می گیرد وجود سه عامل زیر در به وجود آوردن یك تركیب موفق بصری الزامی است:

1- وجود تعادل بصری
2- وجود تناسب و هماهنگی میان عناصر مختلف یك تركیب
3- وجود رابطه هماهنگ اجزا با كل و با موضوع اثر
از انواع تركیب می توان به طور كلی به دو نوع تركیب قرینه و غیر قرینه اشاره كرد.

بافت

به طور كلی سطح و رویه هر شی و هر شكلی دارای ظاهر خاصی است كه به آن بافت گفته می شود. درك كردن بافت هم از طریق لمس كردن و هم توسط احساس بصری میسر است.
در هنر تجسمی درك بافت های مختلف از نظر سختی، لطافت، زبری و صافی و هموار یا ناهمواربودن معمولاً با دیدن و به صورت بصری اتفاق می افتد.

 

انواع بافت

 

الف) بافت های تصویری : این بافت ها معمولاً به صورت شبیه سازی از اشكال و اشیای طبیعت به صورت واقع نما ساخته و پرداخته می شوند و با رؤیت آنها احساسی را كه از طریق لمس چیزها تجربه كرده ایم مجدداً در ما بیداری می كند مثل بافت اشیا در تصاویری كه در عكاسی از اشیا ضبط می شود ( مانند عكس یك گل یا تصویر ابرها یا تصویر میوه ها )

ب) بافت های ترسیمی : این بافت ها به روش های گوناگون تجربی و برای ایجاد تأثیرات بصری خالص به وجود می آیند. بافت های ترسیمی با استفاده از تراكم و تكرار خطوط در تركیب های متنوع و یا با استفاده از لكه های تیره – روشن و رنگی و یا به كار گرفتن مواد و ابزارهای مختلف به وجود می آیند. لكه های تیره – روشن و رنگی و یا با به كار گرفتن مواد و ابزارهای مختلف به وجود می آیند. تأثیرات بصری این بافت ها بسیار خیال انگیزتر از بافت های لامسه ای و تصویری است.

 

روش های ایجاد بافت

با استفاده از روش های گوناگون می توان بافت های بصری مختلفی ایجاد كرد. برخی از این روش ها عبارتند از :

1 – ترسیم و تكرار انواع شكل ، خطوط، نقاط و یا نقش مایه های خاص
2 – با استفاده از پاشیدن و مالیدن مواد رنگین و مركب روی سطوح گوناگون و یا به كمك انواع قلم ها و كاردك ها و یا ابزارهای دیگر
3 – با استفاده از بافت سطوح طبیعی مواد مختلف كه به روی آنها مركب و رنگ مالیده می شود و سپس برگرداندن آنها به روش چاپ و مهر زدن به روی انواع كاغذ و مقوا
4 – خراشیدن و تراشیدن و كنده گری سطوحی كه مواد رنگین یا مركب بر روی آنها مالیده شده است.
5 – چوب، فلزف شیشه، پارچه ، سنگ و سایر مواد طبیعی و مصنوعی نیز بافت های طبیعی آماده ای را ایجاد می كنند و گاه به طور مستقیم در یك اثر به كار برده می شوند.

 

سؤالات
1 – انواع تركیب را شرح دهید.

پاسخ : به طور كلی می توان از دو نوع تركیب قرینه و تركیب غیرقرینه نام برد. در تركیب قرینه شكل ها و عناصر اصلی تركیب با توجه به محورهای افقی، عمودی و مورب كه كادر را به دو قسمت مساوی تقسیم می كنند ساماندهی می شوند. این تركیب ساده ترین توازن بصری را به وجود می آورد. در تركیب غیرقرینه عناصر و شكل های اصلی تركیب نه بر اساس محورهای افقی، عمودی و مورب كادر بلكه بر اساس ارزش های بصری خودشان (رنگ، تیرگی، روشنی، بافت و بزرگی و جهت شكل) در كادر قرار می گیرند.

 

2- تركیب بندی از چه نظر اهمیت دارد؟

پاسخ : ایجاد یك تركیب موفق هم در جلب توجه مخاطب و بیننده مؤثر است و هم در رساندن پیام بصری مورد نظر هنرمند به مخاطب . در واقع تركیب عاملی است كه با سامان بخشیدن مؤثر به چگونگی چیدمان و نظم عناصر بصری در یك فضا و كادر مشخص بر اساس ذهنیت هنرمند و روابط تجسمی سبب می شود تا مخاطبان اثر بتوانند به طرز مؤثری به آن ارتباط برقرار كنند. از این نظر تركیب یك اتفاق یك جانبه از سوی هنرمند نیست، بلكه ارتباطی است دو جانبه كه به واسطه وجود عناصر و كیفیات بصری و شناخت و تجربه ی كافی هنرمند شكل می گیرد.

 

3 – بافت های ترسیمی چگونه به وجود می آیند؟ به طور خلاصه شرح دهید و دو نمونه رسم كنید.

پاسخ :‌بافت های ترسیمی با استفاده از تراكم و تكرار خطوط در تركیب های متنوع و یا با استفاده از لكه های تیره – روشن و رنگی و یا با به كارگرفتن مواد و ابزارهای مختلف به وجود می آیند.

 

الف - ایجاد بافت با تكرار خطوط مورب ب - ایجاد بافت با تكرار یك نقش مایه

 

4 – منظور از بافت طبیعی چیست؟

پاسخ : چوب، فلز، شیشه، پارچه ف سنگ و سایر مواد طبیعی و مصنوعی، بافت های طبیعی آماده ای را ایجاد می كنند و گاه به طور مستقیم در یك اثر به كار برده می شوند.

 

فصل چهارم – تناسب، تعادل، تباین، حركت و ریتم

 

تناسب

تناسب مفهومی ریاضی است كه در هنر تجسمی بر كیفیت رابطه ی مناسب میان اجزای اثر با یكدیگر و با كل اثر دلالت دارد. تناسب یكی از اصول اولیه ی اثر هنری است كه رابطه ی بصری هماهنگ میان اجزای آن را بیان می كند.
می توان در یك تابلوی نقاشی روابط متناسبی میان خطوط سیال خیال انگیز، رنگ ها و وسعت سطوح برقرار كرد و یا در یك اثر حجمی روابط مناسبی میان فرورفتگی و برجستگی ها، فضی منفی و فضای مثبت، بافت ها و سطوح مختلف ایجاد كرد.
همانطور كه گوش یك نوازنده بلافاصله وجود یك نت خارج را تشخیص می هد، یك دیده ی حساس و كارآزموده به سرعت عدم تناسب میان رنگها و شكل های یك اثر تجسمی را می بیند.

 

تناسب طلایی

تناسب در اندازه ها از قوانین خاص پیروی می كند كه به آنها اصول و قواعد تقسیمات طلایی و یا تناسبات طلایی گفته می شود. بر اساس تناسبات طلایی یك پاره خط را می توان طوری به دو قسمت تقسیم كرد كه نسبت قسمت كوچكتر به قسمت بزرگتر مساوی با نسبت قسمت بزرگتر، كل پاره خط باشد. این نوع تقسیم از نظر بصری و همین طور از نظر منطقی نسبت های زیبایی را میان اجزا با یكدیگر و با كل پدید می آورد كه هم در معماری و هم در هنرهای بصری از آن استفاده بسیار شده است.

 

تعادل

در طبیعت همه چیز به شكل متعادلی جاری است. از جمله آمدن شب و روز از پی یكدیگر، تغییرات فصل ها و بسیاری از پدیده های دیگر.
وجود تعادل یكی از لوازم زندگی بشر است. بر همین اساس در هنر نیز تعادل اجزای اثر نقش عمده ای دارد. در یك اثر تجسمی وجود تعادل بصری برای ایجاد تأثیر مثبت بر مخاطبان ضروری و لازم است. در صورت عدم تعادل میان نیروهای بصری مختلف پیام اثر خوشه دار می شود و تأثیرگذاری خود را از دست می دهد. به طور طبیعی انسان هنگام مشاهده ی چیزها آن ها را با محورهای افقی و عمودی در ذهن خود مقایسه می كند و وجود یا عدم تعادل را در آن ها تشخیص می دهد.
اثر هنری بدون تعادل و هماهنگی میان اجزایش، اثری ناقص خواهد بود كه قادر به ارائه مطلوب پیام مورد نظر هنرمند نخواهد بود.

 

ایجاد تعادل بصری

می توان در سطح یك اثر تسجمی عناصر بصری را نسبت به محور افقی و عمودی آن اثر سازمان دهی كرد.
در صورت عدم سازماندهی صحیح نیروهای بصری و خدشه دار شدن هماهنگی میان اجزای یك تركیب انرژی بصری عناصر یكدیگر را خنثی می سازند.
در واقع وجود تعادل در یك اثر تجسمی مبین تأثیرگذاری متناسب و هماهنگ همه عناصر در آن تركیب می باشد. چنانچه انرژی بصری همه عناصر به گونه ای سامان داده شود كه هیچ بخشی از اثر انرژی بصری دیگر بخش ها را از میان نبرد و باعث اغتشاش بصری نشود، تركیبی موزون و متعادل به وجود می آید. در سامان بخشیدن به یك اثر متعادل ، تیرگی – روشنی، رنگ ، اندازه و محل قرار گرفتن عناصر بصری در فضای كار دخالت دارند. ضرورت ایجاد تعادل نه تنها در سطوح و آثار دو بعدی بلكه در همه ی آثار تجسمی به ویژه در مجسمه سازی از اهمیتی اساسی برخوردار است.

 

انواع تعادل

الف) تعادل متقارن :‌به كارگرفتن تعادل قرینه ساده ترین روش برای ایجاد تعادل بصری است. زیرا همه چیز نسبت به محورهای افقی، عمودی و مورب كه از وسط اثر عبور می كنند سنجیده می شوند. تعادل قرینه كاملاً طبیعی و سهل الوصول است به راحتی قابل درك می باشد.

ب) تعادل غیر متقارن :‌در این روش ایجاد تعادل بصری بر اساس فاصله ی شكل ها، عناصر نسبت به محورهای افقی، عمودی و مورب در وسط كادر تعیین نمی شود، بلكه انرژی بصری شكل ها بر اساس اندازه ، جهت ، تیرگی – روشنی ، رنگ، بافت و جای آنها نسبت به یكدیگر و نسبت به كادر تصویر مشخص می شود. در تركیب هایی كه از تعادل غیرمتقارن استفاده كرده اند انرژی بصری پرتحرك و پویاتر احساس می شود.
در هنر معاصر به واسطه ی پیچیده تر شدن جوامعف شكل زندگی و نگاه مخاطبان آثار هنری، بیشتر از تعادل غیرمتقارن بهره گرفته می شود.

 

توازن

هر گاه در یك اثر تجسمی انرژی بصری اجزای آن با یكدیگر و نسبت به كل اثر متعادل باشند. آن اثر دارای تركیبی متوازن خواهد بود. اگر چه ممكن است اجزای آن نسبتبه یكدیگر قرینه نباشند در واقع توازن بیان كننده روابط متعادل عناصر بصری در یك تركیب غیرمتقارن است. شكل زیر مسئله توازن میان اجزای یك اثر را به صورت ساده ای نمایش می دهد.

 

كنتراست

كنتراست به معنای تضاد، تباین و كشمكش متقابل میان عناصر و كیفیت بصری است. كنتراست ارتباط منطقی و در عین حال متضادی را میان اجزا و عناصر مختلف یك تركیب و یا یك اثر هنری بیان می كند. بهره گرفتن از كنتراست در آثار هنری باعث جلوه ی بیشتر معنی، گویاتر شدن حالت، قوی تر نشان دادن احساس و در نتیجه انتقال مفاهیم و پیام ها به شكلی مؤثرتر و عمیق تر است. در حالی كه عدم بهره گیری از كنتراست در كیفیات و عناصر تأثیر گذار معمولاً باعث یكنواختی ، ملال و ناپایداری در تأثیرگذاری و عدم جذابیت اثر می شود. در هنر تجسمی تباین یا همان كنتراست بیانگر كیفیتی حسی ناشی از عملكرد متقابل دو یا چند خصوصیت متضاد عناصر بصری است. این تباین ها را می توان از نظر اندازه، جهت، حالت ، رنگ ، تیرگی ، روشنی و بافت شكل ها و یا از نظر فضای پر و فضای خالی ، حجم مثبت و حجم منفی، فرورفتگی و برجستگی، شكل و زمینه مورد بررسی قرا داد. البته كنتراست رنگ نیز بعداً مورد بررسی قرار خواهد گرفت.

 

 

حركت

حركت به معنای تغییر و جابه جایی در مكان و در زمان است. اما این معنا بیشتر به حركت مكانیكی اطلاق می شود . در حالی كه حركت معنایی عمومی تر و عمیق تر نیز دارد.
حركت به عنوان یكی از مظاهر حیات در هنر نیز كاربردهای خود را دارد. نمایش حركت در هنر تجسمی با تكرار و توالی یك شكل یا یك حالت به وجود می آید و معمولاً نمایشگر نوعی ریتم ( ضرب آهنگ) است. در همین حال اشكال كشیده ی عمودی و افقی و خطوط مداوم و جهت دار و نیز تكرار آنها به دلیل هدایت نگاه از سمتی به سمت دیگر می توانند بیانگر حركت بصری باشند.

 

 

ریتم ( ضرب – آهنگ)

ریتم با ضرب – آهنگ واژه ای است كه معمولاً در موسیقی به كار می رود اما در هنرهای تجسمی نیز مرسوم است. در هنر تجسمی ریتم معنایی تصویری دارد و عبارت است از تكرار، تغییر و حركت عناصر بصری در فضای تجسمی ، به عبارت دیگر تكرار منظم و متوالی یك عنصر تصویری ضرب – آهنگ بصری را به وجود می آورد.

 

انواع ریتم

1- تكرار یكنواخت :
در این نوع ضرب – آهنگ یك تصویر به طور یكنواخت و به صورت متوالی تكرار می شود. نمای خطی آن در شكل آورده شده است.

2 – تكرار متناوب :
در این ضرب – آهنگ یك عنصر بصری تكرار می شود اما تكرار آن با تغییرات متناوبی متنوع خواهد شد و هر بار عكس العمل مخاطب و توجه او را با یك حركت یا یك تصویر میانی تحت تأثیر قرار می دهد. نمای خطی آن در شكل نمایش داده شده است.

3 – تكرار تكاملی :
در این نوع ضرب – آهنگ یك تصویر و یا یك عنصر بصری از یك مرتبه و حالت خاص شروع می شود و به تدریج با تغییراتی به وضعیت و یا حالتی تازه تر می رسد، به طوری كه نوعی رشد و تكامل را در طول مسیر تغییرات خود به دنبال خواهد داشت. نمای خطی آن در شكل نشان داده می شود.

4 – تكرار موجی :
این نوع ضرب آهنگ كه عمدتاً با استفاده از حركت منحنی سطوح و خطوط به وجود می آید و از نوعی تناوب هم برخوردار است نمونه ی كاملی از ضرب – آهنگ تجسمی است كه در فضای معماری، حجمی و تصویری وجود دارد و به شكل مأنوسی با زندگی انسان پیوند خورده است. نمای خطی آن در شكل نشان داده می شود.

سؤالات
1 – تناسب طلایی چیست؟ توضیح دهید.

پاسخ : بر اساس تناسب طلایی، یك پاره خط را می توان طوری به دو قسمت تقسیم كرد كه نسبت قسمت كوچكتر به قسمت بزرگتر مساوی با نسبت قسمت بزرگتر به كل پاره خط باشد.این نوع تقسیم از نظر بصری و منطقی نسبت های زیبایی را میان اجزا با یكدیگر و با كل به وجود می آورد.

 

2 – تعادل چه تأثیری در یك اثر تجسمی دارد؟

پاسخ : به طور طبیعی انسان هنگام مشاهده چیزها آن ها را با محورهای افقی و عمودی در ذهن خود مقایسه می كند و وجود یا عدم تعادل را در آن ها تشخیص می دهد. در صورت عدم تعادل میان نیروهای بصری مختلف موجود در یك كادر ، پیام اثر خدشه شدار می شود و تأثیر گذاری خود را از دست می دهد. در یك اثر تجسمی باید اجزا و عناصر تجسمی از لحاظ تیرگی، روشنی، رنگ، اندازه و محل قرارگرفتن ساماندهی شوند تا تعادل به وجود آید و اغتشاش بصری ایجاد نشود.

 

3 – تعادل متقارن و تعادل غیرمتقارن را در دو كادر اجرا كنید.

 

تعادل متقارن تعادل غیر متقارن

 

4 – در یك كادر كنتراست را اجرا كنید.

5 – منظور از ریتم در هنر تجسمی چیست؟ توضیح دهید.

پاسخ : در هنر تجسمی ریتم معنایی تصویری دارد و عبارت است از تكرار، تغییر و حركت عناصر تجسمی در فضای تجسمی به عبارت دیگر تكرار منظم و متوالی یك عنصر تصویری ضرب – آهنگ بصری را به وجود می آورد. انتقال احساس حركت نیز توسط ریتم بصری صورت می گیرد.